تبلیغات
دكتر محمد علی نجفی - بیایید هوشمندانه کار کنیم

دكتر محمد علی نجفی

آدم هایی را که سخت کار می کنند دیده اید ؟؟ آنها اولین کسانی هستند که حتی زود تر از وقت مقرر سر کار ظاهر می شوند و آخر وقت که ساعات کار به پایان می رسد و بقیه کارمندان راهی خانه می شوند ، آنها تازه اضافه کارشان شروع می شود . شبها کم می خوابند و در واقع اصلاً نمی خوابند و بر عکس در ساعات استراحت بین دو کار ، ادای خواب را در می آورند!
بیایید هوشمندانه کار کنیم

آدم هایی را که سخت کار می کنند دیده اید ؟؟ آنها اولین کسانی هستند که حتی زود تر از وقت مقرر سر کار ظاهر می شوند و آخر وقت که ساعات کار به پایان می رسد و بقیه کارمندان راهی خانه می شوند ، آنها تازه اضافه کارشان شروع می شود . شبها کم می خوابند و در واقع اصلاً نمی خوابند و بر عکس در ساعات استراحت بین دو کار ، ادای خواب را در می آورند! از همسر و بچه بی خبرند و خود را به طور کامل وقف کار کرده اند . آنها معتقدند که بیکار نشستن کنار همسر و فرزند ، کاری بیهوده است . آنها سخت کار می کنند و به خاطر همین از بقیه طلبکار هستند ! آنها سخت به خود مغرورند و گمان می کنند هر چه می گویند درست است ! و هر تصمیمی که می گیرند عین صواب است . حق دارند !! آنها بیشتر از بقیه خود را آلوده کار کرده اند و در نتیجه در هر زمینه ای بیشتر از بقیه اطلاعات دارند . اما این آدمهای سخت کوش یک عیب بزرگ دارند که همین نقطه ضعفشان می شود و بعد از مدتی ارزش همه سخت کوشی هایشان را به باد می دهد . و آن این است که آنها به خاطر سخت کوشی فرصت تفکر و مراقبه و روشن بینی را از دست می دهند ! و به همین خاطر پس از مدتی دیگر هیچ کس آنها را جدی نمی گیرد . زمان که می گذرد بیهودگی تلاشهای شبانه روزی آنها به خاطر هوشمندانه نبودن ، آشکار می گردد و بعد از اندکی هیچ کس آنها را به خاطر نمی آورد و آنها وقتی به خود می آیند ؛ میبینند هم زندگی خود و خانواده خود را به باد داده اند و هم دیگر کسی برای زحماتشان ارج و قربی قایل نیست . حتماً حکایت آن هیزم شکن را شنیده اید که بیش از همه تبر می زد و کمتر از همه مزد می گرفت فقط به خاطر این که به خودش کمی استراحت نمی داد تا تبرش را تیز کند و ضرباتش را درست تر و بهتر وارد سازد . سخت کوشی و تلاش مستمر اصل انکار ناپذیر موفقیت است اما قبل از آن داشتن " طرح و نقشه هوشمندانه " بسیار مهمتر و تعیین کننده تر است . آیا می خواهی به ثروت برسی ؟! عالی است ! حتماً این شانس برای تو وجود دارد ولی قبل از آن کمی تأمّل کن و توانایی های الان خودت را بر انداز کن و آن چه را داری و نداری ، دقیقاً تماشا کرده و بعد از تدبیر نقشه راه موفقیت خود را ترسیم کن و در آن قدم بگذار . اگر می خواهی بعضی جاها بی گدار به آب بزنی حرفی نیست . اما همین خطر کردن و ماجراجویی هم باید طبق نقشه و حساب و کتاب باشد . چشم بسته و کورکورانه خود را در دامان مهلکه انداختن نه تنها نشان شجاعت نیست بلکه نمایشگر اوج جهل و نادانی است . یکجا نشستن ، فکر کردن و نقشه ریختن قبل از عمل ، برای هر کاری وقت کنار گذاشتن و هیچ ارزشمندی را قربانی نکردن و در عین حال مصمم بودن و از پا ننشستن و تلاش خستگی ناپذیر ،شرط موفقیت در هر کاری است .                                                                                                                                           

می گویند زمانهای دور پسری بود به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش کار با ارزشی انجام دهد . این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرار داشت خیره می شد  و هیچ نمی گفت . روزی شاهزاده ای از کنار کلیساعبور کرد و پسرک را دید که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید . ازاطرافیان در مورد پسر پرسید . به او گفتند که او چهار ماه است هر روز به حیاط کلیسا می آید و به این تکه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید . شاهزاده دلش برای پسرک سوخت . کنار او آمد و آهسته به او گفت : " جوان ! به جای بیکار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ ! بهتر است برای خود کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی ! " و پسرک در مقابل چشمان حیرت زده پرنس مصمم و جدی به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محکم و متین پاسخ داد :" من همین الان در حال کار کردن هستم ! " و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد .                                                                            

پرنس از جا برخاست و رفت . چند سال بعد به او خبر دادند که آن پسرک از آن تخته سنگ یک مجسمه با شکوه از حضرت داوود ساخته است . مجسمه ای که هنوز هم جزو شاهکارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید . نام آن پسر " میکل آنژ" بود !  



ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب خواندنی،  مشاوره، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مرداد 1388 توسط Mohammad Ali Najafi
درباره وبلاگ