تبلیغات
دكتر محمد علی نجفی - راه های كسب قدرت دنیوی

دكتر محمد علی نجفی

برای همه انسانها دستیابی به قدرت با احساس لذت بخشی همراه است.هیچكس نمی خواهد كه بعنوان فردی ضعیف و ناتوان در جامعه زندگی كندو از سوی دیگر دستیابی به قدرت برای همگان، امری ساده نیست و بعضی ها برای كسب قدرت راه های نادرستی را انتخاب می كنند كه از آنها چهره خشن و نامطلوبی را به تصویر می كشد.

در بازی قدرت حتی افراد بسیار ماهر مجبورند كه خود را در برابر حسادت زیردستان خود محافظت نمایند چون هر لحظه بیم آن می رفت كه آنها او را از صحنه خارج كنند.

امروزه هر قدمی را كه برای كسب قدرت برمی داریم،بایستی رنگ و بوی تمدن، آزادی خواهی، عدالت، جامعه پسند و جوانمردانه داشته باشد.

 " اثری از رابرت گرین و ترجمه شهروز فرهنگ " 

«پس از خواندن متن کامل در ادامه مطلب »

حال

       شما نظرتان دراین خصوص چیست ؟

((راه های كسب قدرت))

 

 

برای همه انسانها دستیابی به قدرت با احساس لذت بخشی همراه است.هیچكس نمی خواهد كه بعنوان فردی ضعیف و ناتوان در جامعه زندگی كندو از سوی دیگر دستیابی به قدرت برای همگان، امری ساده نیست و بعضی ها برای كسب قدرت راه های نادرستی را انتخاب می كنند كه از آنها چهره خشن و نامطلوبی را به تصویر می كشد.

در بازی قدرت حتی افراد بسیار ماهر مجبورند كه خود را در برابر حسادت زیردستان خود محافظت نمایند چون هر لحظه بیم آن می رفت كه آنها او را از صحنه خارج كنند.

امروزه هر قدمی را كه برای كسب قدرت برمی داریم،بایستی رنگ و بوی تمدن، آزادی خواهی، عدالت، جامعه پسند و جوانمردانه داشته باشد.

در این بازی جسورانه اگر طوری عمل نمائیم كه در نظر رقبای ما، كاری ساختگی جلوه نماید بزودی توسط آنها از صحنه خارج خواهیم شد و دوره اقتدارمان خیلی زود به سرخواهد رسید.

در صحنه قدرت، افراد موفق كسانی هستند كه با القای باورهایی به دیگران آنها را همسو با اهداف خودشان به حركت وادارند. شما می توانید دیگران را بدون آنكه خودشان متوجه شوند به خود وابسته نمایید و این یكی از رموز موفقیت شما در دنیای كنونی خواهد بود.

این افراد ظاهراً اینطور وانمود می كنند كه در صحنه قدرت   خواهی ، آدمی ضعیف و ناتوان هستند و علاقه ای به این كار ندارند. ولی این كار نمایشی بیش نیست و جزو سیاستهای مؤثر است كه بیشتر آنها برای كسب قدرت از آنها بهره می برند.

باید بدانید هر چقدر هم راستگو وصدیق باشید، دیگران فكر می كنند كه در پشت گفته هایتان حتماً اهدافی نهفته است كه قطعاً به سود خودتان خواهد بود.راستی چرا اینطور است؟

چون در صحنه قدرت افراد بیشماری  بوده اند كه از لغت »صداقت« و »جوانمردی« برای فریب و اغوای دیگران سود برده اند.

شما می توانید كاری كنید تا دیگران درباره خودشان احساس بهتری داشته باشند و مایه دلخوشی آنها شوید، آنهااز این طریق به شما وابسته شده و خواهان حضور شما در جمع خود خواهند شد.

برای آموختن بازی قدرت، باید با دید خاصی به جهان اطراف خود بنگرید.قبل از همه باید احساسات خود را كنترل نمایید.

»عصبانیت« مخرب ترین پاسخ روحی است، چون از جمله احساساتی است كه بیشتر از احساسات دیگر چشمتان را به روی وقایع مهم زندگی تان می بندد. اگر عصبانی باشید نمی توانید شرایط اطراف را تحت كنترل خود درآورید و دیگر اینكه بهانه ای در دست حریف خود خواهید داد.

به گفته یكی از بزرگان:

»اگر می خواهید دشمنی را كه به شما آسیب رسانده از دور خارج كنید،

 بهتر است به جای نشان دادن عصبانیت خود به او، با او از در دوستی وارد شوید«

خوش بینی در بعضی موارد كار ساده لوحان است.هیچ چیزی نباید شما را غافلگیر كند و شما باید قادر باشید كه هر واقعه ای را از قبل پیشگویی كنید.

پس از آنكه به اشتباهات قبلی خود پی بردید، باید به خود بگوئید:

»من دیگر این اشتباه را تكرار نخواهم كرد«.

»من دیگر به این دام نخواهم افتاد«.

 اگر بتوانید با این روش خودتان را ارزیابی كنید، خواهید آموخت كه چگونه آن عوامل مخرب را از سر راهتان بردارید.این همان مهارتی است كه در تمام عمر به دنبال آن بودید.

در این برهه از زمان افراد مختلف، لغت اغواگری را در پوششی از لغات آبرومندانه تر پنهان می كنند. آنها از هدایت، خیراندیشی، نیكبختی و نصیحتهای سودمند به جای لغت اغواگری استفاده می كنند ولی بایستی گفت كه در نهایت قصدشان این است كه دیگران را به راه دلخواه خودشان متمایل كنند و در نهایت به قدرت بیشتری برسند  ولی بهتر آنکه بدون فریب و ریا  ؛خیر دیگران را بخواهیم .

»صبر« شما را از اقدام به كارهای مخرب محافظت می كند.

»صبوری« نیز مانند »كنترل احساسات« یك مهارت است كه به خودی خود به آن نمی رسید و بایستی آن را فرا بگیرید.

به قول پیشینیان »صبر یك عطیه خداوندی برای كسانی است كه بجز وقت چیز دیگری ندارند.«

از طرف دیگر، بی صبری سبب می شود كه شما را انسانی ضعیف نشان دهد.

زندگی در این جهان به یك بازی برای قدرت تبدیل شده است.حریفتان روبروی شما می نشیند، هر دوی شما مثل آدمهای مبادی آداب و متمدن و با فرهنگ برخورد می كنید. با یك هدف، بازی خود را آغاز می كنید و با آرامش تمام به حریفتان می نگرید. باید به چشمانتان بیاموزید كه نتایج هر حركتی از سوی حریفتان را ارزیابی نمایند. نبایستی تحت هیچ شرایطی كنترل خود را از دست دهید.

نیمی از مهارت شما در بازی قدرت مربوط به كارهایی است كه نبایستی انجام دهید

بعضی وقتها، ارزش یك چیز بر این اساس نیست كه چه چیزهایی را می توان با آن به دست آورد، بلكه بر آن اساس است كه چه بهایی باید برای آن بپردازیم.

نكته پایانی در بازی قدرت این است كه شما زمان كوتاهی را در اختیار دارید و انرژی شما نیز محدود است.

بهتر است زمان ارزشمند خود و یا قدرت فكری خود را در كارهایی كه مربوط به شما نمی شوند صرف نكنید،

 چون بهای این كار برای شما گران تمام خواهد شد

         همیشه سعی كنید آنهایی كه در مقام بالاتر از شما هستند، احساس برتری را در خود حس كنند.

سعی نكنید كه برای راضی و خشنود كردن آنها بیش از اندازه خود را باهوش و متكبر نشان دهید، زیرا در این صورت نتیجه عكس خواهید گرفت و آنها در مقابل شما احساس ترس و ناامنی خواهند كرد.

در این دنیا هر كس در هر درجه و مقامی كه باشد، احساس ناامنی می كند. شما با نمایش هوش، مهارت و تجربه خود، حسد، ترس و كینه بسیاری از بزرگان را نسبت به خود برمی انگیزید.

نباید كاری كنید بزرگان جامعه، در مقابل شما احساس ناامنی و در مقابل قدرت خلاقیت شما احساس حقارت كنندبلكه باید فكر كنند، پیشرفت شما به سود آنان خواهد بود و آنها باید به این نتیجه برسند كه حضور شما در كنار آنان سبب امنیت بیشتری می شود.

یكی از كارهای اشتباه افراد باهوش و مبتكر این است كه با نشان دادن هوش و زكاوت خود به رؤسای خودشان، می خواهند جایگاه خود را در كنار او تثبیت كنند، غافل از اینكه طرف مقابل ممكن است در مقابل آنها احساس حقارت و ناامنی كرده و به سرعت جای آنها را با افراد كم هوش تر و كم خطرتر تعویض میكند  تا از شرش خلاص شود. 

هرگز در مقابل همكاران خود و به صورت علنی از رئیستان تعریف و تمجید نكنید. زیرا ممكن است مورد غضب آنها قرار بگیرید.

اگر شما باهوش تر از رئیس خود هستید، كاری كنید كه او باهوش تر از شما به نظر برسد. اینطور وانمود كنید كه هنوز آدمی ناپخته هستید و به تجربیات او نیاز دارید و روزی هم شما جایگزین او میشوید و دیگران با شما همین طور عمل میکنند .

اگر ایده های نو و خلاق تری نسبت به رئیس خود دارید، در ملأ عام این ایده ها را به او نسبت دهید. این طور وانمود كنید كه گفته های شما الهام گرفته از گفته های اوست.

هرگز كاری نكنید كه او در مقابل شما احساس حقارت كند.

كاری كنید كه در دید مردم، چون خورشیدی بدرخشد و مركز توجه دیگران باشد.

او خودش خواهد فهمید كه تمامی این شكوه را از شما دارد و بیش از پیش به شما وابسته خواهد شد و بدون شما احساس ترس و ضعف خواهد كرد.

 

این چنین است سرنوشت كسانی كه ساده لوحانه عمل میکنند . دیر یا زود شخص دیگری می آیدكه می تواند كارهای شما  را به همان خوبی انجام دهد. شخصی جوانتر،سرحالتر، ارزانتر وكم خطرتر.

سرنوشت كسانی كه شما را به خدمت گرفته اند  را طوری به خودتان مرتبط سازید كه آنها نتوانند از شر شما خلاص شوند.

اگر رؤسای شما قوی باشند، به شما وابسته نخواهند شد. اگر جاه طلب هستید، بهتر است كه در یك سازمان درجستجوی مدیران ضعیفی باشید كه بتوانید آنها را وابسته خود كنید. شما قدرت، هوش و اراده آنها خواهید شد.

چنانكه آنها بخواهند از شر شما خلاص شوند، همه چیزشان خراب خواهد شد.

قدرت نهایی، قدرتی است كه مردم را وادار به انجام هر كاری كه شما می خواهید می كند. زمانیكه شما بتوانید چنین كاری را بدون اینكه مردم را مجبور كنید یا اینكه به آنها صدمه بزنید، انجام دهید و زمانیكه آنها مشتاقانه چیزی كه شما دارید را انجام دهند، قدرت شما بی نظیر است.

بهترین روش برای رسیدن به این موقعیت، ایجاد روابط وابسته است. مدیر ی كه به خدمتهای شما نیاز دارد، ضعیف است یا اینكه قادر نیست بدون شما كاری كند و دور شدن از شما برای اومشكلات عظیمی بوجود خواهد آورد، یا حداقل اینكه زمان باارزشی را برای جایگزینی شخص دیگری به جای شما، از دست خواهد داد. با برقراری چنین روابطی شما خود را به عنوان دست راست او خواهید ساخت و با نفوذتان در واقع هر كاری كه دوست دارید، او انجام می دهد.

قدرتی كه هیچ آسایشی برای شما نمی آورد چه لذتی دارد؟

هشدار آخر: تصور نكنید كه وابستگی  دشمنان شما باعث می شود كه عاشقتان شود. در حقیقت ممكن است از شما متنفر شود و بترسد. اما طبق گفته بزرگی ، بهتر است كه از شما بترسند تا اینكه دوستتان داشته باشند. ترس را می توانید كنترل كنید ولی عشق را هرگز. وابسته بودن به یك احساس ظریف و قابل تغییری چون محبت و عشق، تنها وضعیت شما را ناامن می سازد. دیگران را به خود وابسته سازید. ترس از عواقب از دست دادن شما، بهتر از عشق به رفاقت با شما است.

اگر وابستگی از بین رود بزرگواری، شایستگی و احترام نیز از بین خواهد رفت. اولین درسی كه تجربه تاریخ به شما می آموزد این است كه همیشه دیگران را به خود امیدوار كنید ولی هرگز آنها را كاملاً از خود راضی نكنید، حتی یك سلطان را نیازمند خود سازید.

با پرت كردن حواس افرادی كه مزاحمتان هستند  و می خواهید از آنها استفاده كنید، وقت و زمان كافی برای انجام كارهایی كه آنها توجه ندارند، خواهید داشت. عملی از روی محبت، بخشش یا صداقت، اغلب قدرتمندترین فرم سرگرم كردن است زیرا شك دیگران را برطرف می كند. آنها را تبدیل به بچه هایی می كند كه مشتاقانه هر نوع محبتی را می پذیرند.

. اگر شخصی در ابتدای رابطه تان باور كرد كه شما فرد صادقی هستید، مدت زیادی وقت می برد تا دیگران او را قانع كنند كه اشتباه می كند .

 در تاریخ بشریت ،صداقت یكی از مهمترین روشها است كه محتاطانه سبب تسلیم شدن طرف مقابل می شود، اما تنها روش نیست. هر نوع رفتار شایسته كه دوستانه باشد، تأثیر خواهد داشت

مهربانی خاص حتی سرسخت ترین ها را رام می كند. همیشه هدفتان قلب مردم باشد. به یاد داشته باشید  با برخورد متناسب و با احترام به احساسات مردم می توانید یك »قلدور« را به یك بچه خوش باور تبدیل كنید،

اگر شما سابقه تقلب و حیله داشته باشید، هر چقدر هم كه صادق باشید بخشش یا مهربانی تان مردم را گول نمی زند. در حقیقت، تنها توجه به حیله های شما بیشتر می شود. لذا سعی كنبد كه سابقه بدی در بین مردم نداشته باشید. 

زمانیكه مردم شما را به عنوان یك متقلب می شناسند، صادقانه عمل كردن ایجاد شك می كند. در این موارد نمی توانید با صداقت وارد شوید و با گذران زمان اثبات مقدور است .

زمانیكه درخواست كمك می كنید، به سوی علایق افراد بروید نه به طرف حس ترحم یا حق شناسی آنها. 

 

 " اثری از رابرت گرین و ترجمه شهروز فرهنگ " 



ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب خواندنی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 فروردین 1388 توسط Mohammad Ali Najafi
درباره وبلاگ